بازاریابی استخدام؛ برترین مزیت رقابتی سازمانهای پیشرو

آژانسها و دانشگاههای ایالت کارولینای شمالی [نیز همانند دیگر نقاط دنیا] بایستی قابلیتهای بازاریابی استخدام را به منظور جلب کاندیداهای با استعداد، توسعه دهند. با این حد از وفور شرکتهایی که برای استعدادهای کمیاب در رقابت هستند، در عین حالی که شما مشغول تلاش برای انتخاب کاندیداهای برتر هستید، ایشان آژانس یا دانشگاه شما را انتخاب و یا رد خواهند نمود. اگر سازمان شما با قوت به تعقیب کاندیداهای با عملکرد مطلوب نپردازد، این قبیل کاندیداها جایی دیگر را برای کار کردن انتخاب خواهند نمود.

چگونه آژانس یا دانشگاه شما می تواند در این بازار کاری که به صورت فزاینده بر رقابت مبتنی است، بهترین کاندیداها را برای کار کردن جلب نماید؟ بازاریابی دربرگیرنده فروش سِمَتها، محیط کار، فرهنگ و فرصتهای موجود در سازمان به "خریداران" یا در حقیقت جویندگان کار کاملاً متناسب و فعال است که می تواند شامل انواع مختلفی از دست نیافتنی ها باشد. این تلاشها شامل اطلاع رسانی در مورد گزاره های ارزشی کارکنان[i] نیز می شود.

علامت تجاری (برند) استخدام نیز جنبه مهم دیگر بازاریابی استخدام است. هدف، خلق یک "علامت تجاری استخدام"[ii] مؤثر و ایجاد بسته ای شامل مناسبات استخدامی که به سهولت توسط سازمان تعریف شده و در جهت جلب و نگهداری نیروی کار با عملکرد بالا به کار می رود، می باشد. برند سازی استخدامی مؤثر به احتمال موفقیت آمیز بودن فرآیند استخدام می افزاید.

بازاریابی استخدام شامل حداکثر نمودن ارتباطات اینترنتی نیز هست. سازمان شما به چه میزان در فضای وب حضور دارد؟ دسترسی به وبسایت شما برای مرور فرصتهای شغلی به چه میزان آسان است؟ کاریابان به میزان فزاینده ای اشتغال را در اینترنت می جویند. آنجا جایی است که کاندیداهای فعال و منفعل می توانند درخواستهای استخدام را پر کرده، رزومه ها را ارسال نموده و کارفرمایان بالقوه را جستجو نموده و برای دریافت ایمیلها و خبرنامه های شرکتها در هر زمانی از شب یا روز متقاضی شوند[iii].  وبسایت آژانس یا دانشگاه شما به بازدیدکنندگان در مورد سازمانتان چه می گوید؟ آیا به روشنی از مأموریت و همینطور مزایای ملموس و نا ملموس سازمان صحبت می کند؟

تحلیل و بهبود جستجوی کاندیداها در راستای مشاغل معرفی شده، شالوده بازاریابی استخدام مؤثر است. وب سایت و معرفی شغلتان[iv] به چه میزان ایستاست؟ تحلیل مشاغل معرفی شده  و آگهی های استخدام محتاج این است که آنها را طوری طراحی کنید که علاقه یک بیننده را به مدت کافی برای اینکه برای اقدام لازم انگیزه پیدا کند، جلب نماید. به جدیدترین موردی که شغلی را معرفی نموده اید نگاه کنید که آیا از پس اصول فهرست نمودن نیازمندیهای شغل بر آمده است و آیا عنوان شغلیِ وظیفه ای اعلان شده، جذاب است و آیا شرح شغلی که چالشهای شغلی و فرصتها را به خلاصه ذکر کند، موجود است؟ آیا اصلاً به اندازه کافی برای اینکه خود شما بخواهید آنجا کار کنید انرژی دارد؟

به اشتراک گذاشتن موفقیتها، نوآوری ها و داستانهایی که گویای حضور شما در جامعه است، در صفحه وب تان، اجتماعات رسانه ای، جلسات انجمنهای حرفه ای و در اجتماعات عمومی می تواند اثر بازاریابی سازمانتان را وسیع تر کند. آگهی استخدامی که هدفش کسب توجه کاندیداهای مورد نظر باشد، ایشان را برای اقدام بر خواهد انگیخت. بازاریابی مأموریت عمومی شما [یعنی آگاهی رسانی در مورد فعالیتهای عام المنفعه تان]، کسانی را که خواهان فرصتی برای ایجاد تغییر هستند را جذب می کند.

منابعی که در این نوشتار معرفی شده اند، شما را از طریق فرآیند بازاریابی استخدام رهبری می کنند. شما ابزارهایی خواهید یافت که به شما در خلق نام تجاری (برند) استخدامی، بهبود آگهی ها و اعلان های شغلی در اینترنت، استفاده بهینه از مزایای عمومی و توسعه استراتژی های بازاریابی مؤثر از طریق دفتر سخنرانان کمک می کند.

 

این نوشتار در فصلنامه توسعه مهندسی بازار – شماره چهاردهم، تابستان 89 منتشر گردیده است

مراد احمدی پور

مشاور مدیریت منابع انسانی



[i]  Employee Value Proposition (EVP)

[ii] employment brand

[iii] Sign up

[iv] Job Posting

خواهان احساسات مشتریان باشید

نکته مدیریتی روز

مجله مروری بر کسب و کار هاروارد 6 مِی 2010

بحران اقتصادی، به میزان بی سابقه ای موجب تشویش مشتریان شده است. مشتریان به شرکتها مخصوصاً موسسات مالی برای در صحنه بودن و یا انجام کار درست، اعتماد ندارند. این امر بدین معنی است که شما باید بر فراز بخش احساسی مشتریانتان قرار بگیرید. ابتدا باید بفهمید که چه چیزی موجب تشویششان می شود. این تشویش ممکن است عدم اعتماد نسبت به محصولتان باشد و یا به خانواده و اجتماعاتشان در ارتباط باشد. به عنوان نمونه در زمانی که بسیاری از مشتریان از جنبه مالی احساس ناپایداری می کنند، یکی از شرکتهای بیمه وب سایتی درست کرده که آن را توضیح می دهد؛ چون مالکیت آن با صاحبان سیاستهایش است احتمال بیشتری دارد که به تعهداتش وفادار بماند.

ترجمه: مراد احمدی پور

مشاور مدیریت منابع انسانی

اجازه دهید که مشتریانتان به خودشان بفروشند

نکته مدیریتی روز

مجله مروری بر کسب و کار هاروارد 26 مارس 2010

اجازه دهید که مشتریانتان به خودشان بفروشند

در حقیقت کسی دوست ندارد که جنسی به وی فروخته شود. حتی با تجربه ترین فروشندگان هم مجبورند که بر مقاومت افراد در نمایش و تعریف برای فروش غلبه کنند. به جای متقاعد کردن مشتریانتان به خرید، اجازه دادن به آنها برای فروش به خود را امتحان کنید. تنها فوق العاده بودن محصول یا خدمتتان را به آنها نشان ندهید بلکه اجازه دهید که آزمایش کرده و آن را تجربه کنند. در یک فروش رایانه ای این موضوع به معنای اجازه به افراد برای مشارکت در خلق یک محصول یا خدمت جدید می باشد (به فروشگاه اَپِ اپل[1] رجوع کنید) در سازماندهی یک خرده فروشی این به معنای فراهم نمودن نمونه کالا و یا فضایی در فروشگاهتان که مشتریان می توانند در آن محصولتان را امتحان کنند می باشد. اگر این رویکرد به درستی به کار برده شود، نه تنها به شما کمک می کند که بیشتر بفروشید، بلکه حتی می تواند به شما یاد دهد که مشتریانتان چه می خواهند.

ترجمه: مراد احمدی پور

 شاور مدیریت منابع انسانی



[1]  Apple's App Store

آیا خواهان چیزی هستید؟ وانمود کنید که در حال حاضر آن را دارید

نکته مدیریتی روز

مجله مروری بر کسب و کار هاروارد 18 دسامبر 2009

اغلب مغزتان قویترین ابزارتان است، ولی همانطور که هر کسی که دچار ترس، ناامیدی و یا نگرانی شده می داند، همین مغز می تواند بزرگترین دشمنتان هم باشد. خواه شما نگران بی احترامی همتایانتان باشید و یا اینکه یک مشتری به علت رجوع به رقیبتان با شما تماس نگرفته باشد، در هر صورت فکر کردن بیش از حد به مسأله تنها می تواند منجر به آمیختن آن به نگرانی گردد. به جای این کار وانمود کنید که آنچه که می خواهید را دارید. طوری عمل کنید که انگار همتایان به شما احترام گذاشته یا مشتری وفادار است. این موارد ممکن است که خیالی باشند ولی چیزی که شما نگرانش هستید هم ممکن است همینطور خیالی باشد. بهتر است که نگرانی را متوقف کرده و با اطمینان رفتار کنید؛ بدین ترتیب شانس بالاتر بوده و شما به آن چیزی که می خواهید می رسید.

ترجمه: مراد احمدی پور

سه گام برای ارائه ایده به رئیستان

نکته مدیریتی روز

مجله مروری بر کسب و کار هاروارد 17 دسامبر 2009

اگر عقاید والا به خودی خود پذیرفته شوند خیلی خوب خواهد بود، ولی حتی عقاید والا هم نیاز به شوتی هنرمندانه دارند. در اینجا سه گام برای نفوذ به بالا و متقاعد کردن رئیستان نسبت به اینکه ایده تان در صورت اتخاذ شدن، اثر مثبتی بر روی سازمان می گذارد ذکر می گردد:

1-         دیدگاه رئیستان را بپذیرید. ارائه و پذیرفتن یک ایده به مخاطبان بدون فهمیدن دیدگاهشان محال است. قبل از ارائه ایده تان چیزهایی که برای رئیستان مهمند را درک کنید. اگر رئیستان به خدمات رسانی به مشتریان تمرکز کرده، ایده تان را در چارچوب بهبود منافع مشتریان ارائه کنید.

2-      ارائه مطلب را به صورتی که او می خواهد درست کنید. در مورد اینکه رئیستان دوست دارد که چگونه اطلاعات را دریافت کند فکر کنید. آیا دوست دارد که ایده را به صورت مشروح بشنود یا اینکه ترجیح می دهد اول موارد را به صورت شماره بندی ببیند؟ ارائه راطوری آماده کنید که حول و حوش نیازش بازی کند.

3-      آن را به صورت زنده در آورید. هیچ چیزی قوی تر از مثالهای عالم واقع نیست. اگر می خواهید خدمات رسانی به مشتریان را بهبود دهید، او را به یک گروه متمرکز بر مشتریان دعوت کنید که نیازهای دست اول را بشنود.

ترجمه: مراد احمدی پور

چگونه به شکایات مشتریان رسیدگی کنیم؟

نکته مدیریتی روز

مجله مروری بر کسب و کار هاروارد 2 دسامبر 2009

همه شرکتها به بازخورد مشتریان برای بهبود کسب و کار و افزایش رضایت مشتریانشان نیاز دارند. در حال حاضر شکایات مشتریان مقدار زیادی از پول و وقت را به خود اختصاص می دهد در عین حال اغلب شکایت کنندگان به آنچه که می خواهند نمی رسند. در اینجا سه نکته برای تسریع فرآیند شکایات و خوشحال نگه داشتن مشتریان ذکر می گردد:

1-      کل موضوع را دریابید. سعی کنید که تا آنجا که می توانید شکایت را درک کنید. کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه موجب راحت تر شدن تشخیص دلیل اصلی نارضایتی می شود.

2-      راه حل پیشنهاد دهید. ابتدا بدانید که چه چیزی باعث بهتر شدن شرایط برای مشتریان می شود آنگاه راه هایی برای حل مشکل پیشنهاد دهید.

3-      احترامتان را نشان دهید. مشتریان شاکی اغلب ناراحتند. به کارکنانی که شکایتهای مشتریان را دریافت می کنند بیاموزید که انتقادات تند و تیزی که دریافت می کنند را دریافته و آن را به صورت بازخوردهای ساختارمند در آورند.

ترجمه: مراد احمدی پور    

سه چیز که قبل از اینکه کسب و کار شخصی تان را شروع کنید باید انجام دهید

نکته مدیریتی روز

مجله مروری بر کسب و کار هاروارد 17 نوامبر 2009

زندگی کسی که کسب و کار شخصی دارد ممکن است جذاب به نظر برسد: برنامه کاریتان را خودتان تنظیم کرده و فرصتها را می خوانید و حتی با بیژامه سر کار می روید. ولی کسب و کار شخصی برای همه افراد مناسب نیست. در اینجا سه چیز که قبل از ترک کارتان باید به آن عمل کنید، آمده است:

1-        تقاضا را ارزیابی کنید. به این نکته توجه کنید که تا چه اندازه در حیطه خود متناسب هستید و اینکه آیا مهارتهایتان مورد تقاضا قرار دارد؟

2-       وضعیت مالی خود را ارزیابی کنید. کسب و کار شخصی یک ریسک است و شما بایستی مطمئن شوید که برای موقعی که درآمد به کندی کسب می شود، به اندازه کافی پول دارید.

3-       با خودتان روراست باشید. بفهمید که چه چیزی در کسب و کار شخصی وجود دارد که برای شما جذاب است: انعطاف پذیری، آزادی و یا تنوع کار؟ قبل از وارد شدن مطمئن شوید که با کسب و کار شخصی به این موارد دست خواهید یافت.

ترجمه: مراد احمدی پور

مشتریان اینترنتی خود را تقویت کنید

نکته مدیریتی روز

مجله مروری بر کسب و کار هاروارد 13 نوامبر 2009

رقابت کردن برای جلب توجه مشتریان اینترنتی تان می تواند بسیار دشوار باشد، مخصوصاً وقتی که شما با پرده های تبلیغاتی رقصان و ایمیلهای روزانه ای که مشتریان دریافت می کنند مواجه باشید. در اینجا سه نکته برای خروج از این آشفته بازار و جلب توجه مشتریان تان در این محیط شلوغ آمده است:

1-       احساس فوریت ایجاد کنید. یک بلیط که بایستی در نیمه شب استفاده شود و یا پیشنهاد یک محصول مجانی برای پنجاه نفر اولی که پیگیری کنند بفرستید.

2-       مشتریانتان را برای اینکه چیزی برای گفتن در برابر دوستانشان داشته باشند تقویت کنید. صحبت شفاهی به میزان فزاینده ای خصوصاً در فضای اینترنت در حال قدرتمند و ارزشمند شدن است. به مشتریان تان چیزهای جالبی که بتوانند آن را با دوستانشان در میان بگذارند، بگویید.

3-       این کار را دلپذیر کنید. واکنش هر چه که باشد، آن را ساده، تازه و سرگرم کننده سازید.

ترجمه: مراد احمدی پور

تنها مطرح کردن موضوع برای افراد کافی نیست بلکه باید به آنها توضیح هم بدهید

نکته مدیریتی روز

مجله مروری بر کسب و کار هاروارد 10 نوامبر 2009

ارتباط گرانِ خوب، می دانند که برای متقاعد کردن مخاطبانشان باید انرژی و شور و اشتیاق داشته باشند. مزید بر این ارتباط گران چیره دست می دانند که باید توضیح دهند که علت شور و اشتیاقشان چیست. دفعه بعدی که شما باید موضوع مهمی را مطرح کنید، مطمئن شوید که از شور و هیجان استفاده می کنید در عین حال به روشنی توضیح دهید که چه موضوع مهمی در میان است و به پرسش مخاطبان که می پرسند "این موضوع چه مفهومی را می رساند" نیز پاسخ دهید. مسأله، انگیزه یا مشکل را طرح کرده و به روشنی بگویید که موضوع درباره چه چیزی نیست.

از استعاره تنها در صورتی که برای نکته ای که ارائه می کنید مفید باشد استفاده نموده و جزئیاتی که مؤید ادعای شما  هستند را به اشتراک بگذارید. پس از این با خلق انتظارات روشن، آنچه که می خواهید افراد به انجام رسانند را تعریف کنید. با ذکر جزئیات بسیار مخاطبان خود را گیج نکرده و از دست  ندهید؛ جزئیات اینچنینی را می  توانید از طریق نوشته به ایشان ارائه نمایید.

ترجمه: مراد احمدی پور    

دو راه به منظور بهتر کردن کنفرانسها

نکته مدیریتی روز

مجله مروری بر کسب و کار هاروارد 9 نوامبر 2009

تنها چیزی که از نشستن در یک جلسه بی فایده بدتر است، تحمل کنفرانسی به همان اندازه بی فایده و حتی طولانی تر است. در اینجا دو راه برای ارتقای ارزش کنفرانس بعدی که میزبانی آن بر عهده شماست ذکر می گردد:

1-       یک داستان خاص برای گفتن داشته باشید. به جای سازماندهی کنفرانس تان در حول و حوش یک موضوع و انتخاب سخنرانان برای درگیر کردن بقیه، مشخص کنید که کنفرانس تان چه داستانی را می تواند تعریف کند. کنفرانس را طراحی کنید که این خود تعیین می کند که داستان از ابتدا تا انتها چه بگوید. شرکت کنندگان بایستی در سراسر روز احساس کنند که باید حضور داشته باشند نه اینکه تنها در جلسه منفصل و پراکنده ای حضور داشته اند.

2-       شرکت کنندگان را هم درگیر قضیه کنید. شرکت کنندگان باید بیش از یک شنونده مسخّر باشند. نباید به آنها اجازه دهید که فقط یک جا بنشینند. از شرکت کنندگان بخواهید که با واکنش، انتقاد و انجام وظیفه در گروه یا ایجاد یک گروه مباحثه در این کار مشارکت کنند.

ترجمه: مراد احمدی پور